WWW.RiverArt.Net 

آثار احمد نادعليان                                    English

مركز بین المللی هنر محیطی در ایران

یاداشتها کارهای مشترک

مهر ها

انسان

حیوانات

دیگر نقشها

نشانه ها

گنجهاي پنهان

حجاري ها

ماهی های رها شده

مرگ ماهی ها

الهه ها

ماهی ها

Paradise : Online Publication & Information ; The International Environmental Art Center for Creation and exhibition of Art in Nature

 

News

 

هفت سين

 

فراخوان جشنواره هنر محیطی

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

جشنواره های محیطی

 

 


نمایشگاه احمد نادعلیان

هنرمند خاکی: خاک نقاشی ها و ماسه چاپ ها

 

 

میهمانان کویر: بیست دومین جشنواره هنر محیطی در ایران-  فروردین 1388 - تالاب گاوخونی

 

 

 گفتگو با طبیعت :  بیست یکمین جشنواره هنر محیطی در ایران-  گناوه-خلیج فارس  نوروز  1388

 

دارآباد- آثار احمد نادعلیان

 

در جستجوی بهشت گمشده

 

 

جشنواره های محیطی

 

بیستمن جشنواره هنر محیطی در ایران : هنر محیطی یا آلودگی های محیطی

 

 

هنر دوچرخه و هنر بازیافت

آیا میدانید که در جزیره هرمز میتوانید این دوچرخه را کرایه کنید و این جزیره زیبا را ببینید

 

نیایش برای باران

 

داستانی های ازلی: نقاشی با خاک

 

 

هدیه جدید

 

نقاشیهای کنیز

 

هدیه جدید

 

 

وجودی سرخ

 

 

فریب مادرمان زمین

 

زیبا کردن زشتی

 

 


اثر جشنواره خلیج فارس احمد نادعلیان در تقویم محیطی 2009 امریکا

 

نقاشی های خاکی یک هنرمند خاکی

 

خزان بهشت: نوزدهمین جشنواره هنر محیطی در ایران- اصفهان- پائیز 1387 

 

در بهشت

 

جست و خیز قورباقه ها

 

مردمی سبز

 

 

سفری به آفریقای جنوب: روح صخره ها و آبها


 

روز شمار سفر در آفریقای جنوبی

 

انسانهای سیاه و سفید

 

چاپ مهرهای استوانه ای بر ماسه های افریقا

 

رهایی ماهی ها در افریقا

 

نشانه گذاری بر سنگ و ماسه

یک مجسمه ساز ایرانی هنرش را به رودخانه ها، سواحل و بوستانها می آورد

رابرت سی مورگان

 

یهشت و جهنم

 

 

آتش: بیست سومین جشنواره هنر محیطی در ایران- پردیس پلور

 

 

در بهشت

 

لذت حیاتی دوباره

 

 

نشانه گذاری بر سنگ و ماسه

یک مجسمه ساز ایرانی هنرش را به رودخانه ها، سواحل و بوستانها می آورد

رابرت سی مورگان

 

 
 

گفتگوی مستقیم دو هنرمند ایرانی و آمریکایی برای صلح

 



"پرنده صلح”

 




Nests for Birds  

هیچ مرغی بی آشیانه نخواهد ماند !

 

نادعلیان در کتاب گفتکو در گوناگونی

کتابی از جان کی گرانده

 


کارهای نارعلیان در امریکا



 

سفر به فرانسه :  نمايشگاه و كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل در خليج سنت تروپه فرانسه

 

گنجهاي پنهان: يك نمايشگاه هنري براي هزاره هاي بعدي

 

ماهيهاي تشنه :   حجاري و نمايشگاه نادعليان در جزيره مايوركاي اسپانيا

 

کارهای نادعلیان در چین

 

کارهای نادعلیان در تاجیکستان

 

رهایی ماهی ها

 

کارهای محیطی احمد نادعلیان در انگلستان

 

سنگهای زخمی در خیابان ولی عصر تهران

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

قداست تصویر -  گنجهای پنهان در سنتافه (نیو مکزیکو امریکا)

 

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در تنگ بلاقی: نادیده گرفتن مکانهای تاریخی

 

چاپ نقش ماهی بر ساحل دریا : بیشتر

 

چیدمان محیطی و موسیقی با زباله

 

روز آفرینش آدم و حوا

 

منظری از آسمان

 

کالبدهای نقاشی شده:بیشتر

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

مجله یو تی ان ای ماه می و جون 2006  امریکا


احمد نادعلیان
[ایران
]
 

احمد نادعلیان انسانی که به سنگها و آب عشق میورزد،  همانند یک ماهی مرزهای بین المللی را میشکند . ادامه

 

نامه رابرت مورگان  به احمد نادعلیان

"من بسیار تحت تاثیر مفهوم آثار شما قرار گرفتم. نشانه هایی که در صبحگاه بر صخرهای ساحل دریا خجاری میشوند و در طول روز پنهان میشوند.  آثار شما فرا میخوانند پرسشهای بسیاری در باره زمان، تاریخ، زبان، معنا و مجسمه سازی" بیشتر

 

 

یاداشتی بر کار نادعلیان در کتاب هنر فردا نوشته ادوارد لوسی اسمیت

در ایران احمد نادعلیان (متولد 1963  میلادی) در حال انجام خلق یک چیدمان عظیم در حاشیه و میان آب هی رودخانه هراز در نزدیکی کوه دماوند با عنوان هنر رودخانه میباشد.  بیشتر

 



 

سفر به فرانسه :  نمايشگاه و كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل در خليج سنت تروپه فرانسه

 

 مركز اجرا و نمايش هنر در طبيعت

ديگر سايتهائي كه كارهاي نادعليان را معرفي مينمايند:

www.nadalian.com
www.wwwebart.com

 

کارهای نادعلیان در بنگلادش

 

 

گنج پنهان در پاریس

 



 

سفر به فرانسه :  نمايشگاه و كارهاي نادعليان در سواحل راماتوئل در خليج سنت تروپه فرانسه

 

گنجهاي پنهان: يك نمايشگاه هنري براي هزاره هاي بعدي

 

ماهيهاي تشنه :   حجاري و نمايشگاه نادعليان در جزيره مايوركاي اسپانيا

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

قداست تصویر -  گنجهای پنهان در سنتافه (نیو مکزیکو امریکا)

 

کارهای محیطی احمد نادعلیان در انگلستان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در تنگ بلاقی: نادیده گرفتن مکانهای تاریخی

 

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

نمایشگاه آثار احمد نادعلیان در نکارخانه ماه مهر

 

بنجامین هیوت

 

چاپ مهر های استئانه ای در کویر مرنجاب

 

طراحی در بستر دریاچه نمک

 

رویای صلح در خلیج فارس




سفری به صربستان

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

پرواز شماره 655

 

شعر پرواز پرنده در بطری ها

 

دیگر کارها و عکسهای جشنواره رویای صلح

 

آئین ها و نمادهای عاشورا در آینه هنر جدید

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس دیماه 1386

 

چاپ اله آب بر ماسه های هرمز

 


 

کارهای نادعلیان در چین

 

کارهای نادعلیان در تاجیکستان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

کارهای محیطی احمد نادعلیان در انگلستان

 

چیدمان محیطی و موسیقی با زباله

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

کارهای نادعلیان در بنگلادش

 

مصاحبه احتصاصی  جان کی. گرانده نویسنده  و منقد هنری با احمد نادعلیان

نادعلیان هنرمند ایرانی است که کارهای طول زندگیش در رابطه با تکریم موجودات زنده و محیط طبیعی است. برای دسترسی به این امر در کنار زندگی در طبیعت او مجسمه هایش را در محیط صلح آمیزی در طبیعت اطراف قرار میدهد.  بیشتر

 

معرفی احمد نادعلیان در موزه سبز

متن از آقای سام باور

بواسطه حجاری اشکال ساده ماهی یا دیگر اشکال بر روی سنگهای کوچک، هنرمند احمد نادعلیان آرزو دارد که روح نادیده گرفته شده جویبارها و رودخانه های سرزمینش ایران و جهان را یادآور شود و اینکه نسل های آینده را با این گنجها سهیم کند. بیشتر

 

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 


 

کار مشترک با کودکان

 

هنرمند خاکی: خاک نقاشی ها و ماسه چاپ ها

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گفتگو با هنرمندان معاصر و تاریخ

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

 

 

 

اخبار      English


  سال نو مبارک



 

هفت سين مجازی

 



خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی- جزیره هرمز- هنرمند سرای خلیج فارس

 

اخمد نادعلیان

عکسها  از شهناز زرکش  فرشته زمانی  عاطفه متحیر، عاطفه خاص، حامد کریمی پور، آذرنوش نظری ، الهام یزدانیان،  آرمین لطفی فرد، امین سلمانیان، طیبه مجردیان، میترا سلطانی  و   احمد نادعلیان

 

 

برای برگزاری این جشنواره بخشداری و شورای شهر هرمز بخشی از اسکان هنرمندان را فراهم کردند.  مسئولین آموزش و پروش و دانش آموزان هرمز برای اجرای یک کار جمعی با گروه هنر جدید همکاری کردند. و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سالن اجتماعات برای برگزرای همایش در اختیار هنرمندان قرار دادند. از زحمات و همکاری آنها برای برگزاری جشنواره تشکر می نمائیم.

با تشکر ویژه از معصومه و مرتضی زارعی که در هنرمند سرا میزبان ما بودند.

با تشکر از حسن دریا پیما و خانواده محترمشان که برای یک شب هنرمندان را به میهمانی پذیرفتند و همچنین از خانواده آقای سلامتی تشکر می نمائیم.

 

از آقای عبدالرسول دریا پیما و گروه نمایش ایشان

....

 

http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian 

http://www.riverart.net/hormoz/festivals/25/persian
 

 

هنرمندسرای خلیج فارس- جزیره هرمز

 

 

 

هنرمند سرای خلیج فارس در بهمن ماه  1388 همزمان با بیست و پنجمین جشنواره هنر محیطی افتتاح شد. این مرکز وابسطه به مرکز بین المللی پردیس و محل زمستانی جشنواره های محیطی است. 

در بیست و پنجمین جشنواره هنر محیطی هنرمندان با استفاده از خاکهای رنگی جزیره هرمز سر در ورودی، حیاط،  حال مرکزی و مسیر کوچه هایی که از بازار قدیم به خانه منتهی می شود نقاشی  کردند.

برای ساختن رنگ از خاک های رنگی هرمز از فن آوری نانو نیز بهره گرفته شد.  محلول  پلی لاتیس که حاصل پژوهش در زمینه نانو است با خاکهای رنگی و مواد چسبنده مخلوط شدند.

این محلول نوروز گذشته توسط پژوهشگر ایرانی آقای مهندس مصطفی آقائی مقدم  کارشناسی ارشد بیو فیزیک هستند و در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران پژوهش مینمایند در اختیار ما قرار گرفته بود و برای ساخت مجسمه های شنی استفاده شدند.  ترگیب این محلول با خاکهای رنگی تا حدودی به تثبیت آن کمک می نماید اما مهم تر از آن از رقیق بودن و آبکی بودن رنگ می کاهد و کشش آن را بیشتر می نماید. به همین دلیل پوشش خوبی ایجاد شدند. این تجربه ها به روش های گوناگون ادامه پیدا خواهند کرد.  از مزایای این روش این است که کاملا زیست سازگار با محیط میباشد.  بیشتر

 

 

یک هفته پس از جشنواره یک گروه هنری برای دو شب در هنرمند سرا ساکن شدند و یکی دیگر از اطاق های شرقی را نقاشی کردند. کار هنوز ناتمام است.  تا این زمان فقط  بخشی خانه کار شده اند. در یک هفته ای که بیشتر از سایر دوستان در هرمز ماندم. هر روز ظهر دانش آموزان هرمزی در خانه را می زدند که سرویس بهداشتی ما را ببینند!  دوست خبرنگار من آقای شیرخانی به اتفاق دو نفر از بستگان خودشان از مجموعه بازدید کردند. آنها اولین افرادی بودند که برای بازدید از هنرمند سرا ورودیه پرداختند. در روزهای بعد و پس از مراجعت من به تهران با راهنمائی حسن دریا پیما گروه های گردشگر از مجموعه بازدید می نمایند. هزینه ورودیه ها به خانواده ای تعلق می گیرد که در آنجا ساکن هستند. زیرا تمیز نگه داشتن فضا و قبول مزاحمت دیگران نباید بی مزد باقی بماند. در ایام نوروز طرح هنرمند سرا در جزیره توسعه خواهد یافت.

 

خاطره اشیاء

 

 

 

عکسهای بیشتر

هنرمند سرای خلیج فارس

http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian 

 

 

پیشینه هنرمند سرا را ببینید

 

یک شب در هنرمند سرا آثار  نقاشی پشت شیشه ام را برای فروش ارائه دادم.  همه هنرمندان شرکت کننده حضور داشتند.

 

 

آن شب میترا سلطانی با کمک کنیز اجرا داشت

 

 

 

پس از اجرا، سه اثر از نقاشی های پشت شیشه که از مجموع 7 اثر را انتخاب و به صورت حراج ارائه شدند.  فضا خیلی هیجان داشت. قیمت از ده هزار تومان شروع شد. هنرمندان جوان و تصویر بردارها رقابت می کردند.  آثار ارائه شده به قیمت های 70 هرار تومان، 35 هزار تومان و 65 هزار تومان به فروش رفتند.  در آمد حاصل از فروش نقاشی ها به کنیز تعلق گرفت.

 

 

کنیز برای خیلی ها کنیز بوده است

 

در مدت زمانی که در بهمن ماه در جزیره زندگی کردم با همکاری کنیز  با استفاده از خاکهای هرمز مجموعه ای جدید از نقاشی های پشت شیشه را انجام دادم.

کنیز خاک ها را برایم آماده کرد.

 موضوع نقاشی های جدید من نیز در ادامه روند مجموعه نقاشی هایی بودند که مربوط به داستان زخم اهریمنی مادر زمین بودند. داستان زندگی کنیز بی تاثیر نبود. زنی که زیبائی او رنجها و مصیبت هایی است که در زندگی تحمل کرده است.

 

 

نحوه ترسیم ابرو ها ، مژه بینی و خالهای گردن را از نقاشی های کنیز الهام کرفتم.

 

پس از اجرا زندگی کنیز را برای هنرمندان تعریف کردم.  زنی که اول بار در سن 7 سالگی ازدواج می کند.

زنی که حد اقل مادر 30 فرزند محسوب می شود.

چگونه؟

داستان زندگی کنیز هم شنیدنی است و هم دیدنی

 

 

آن شب چهار دوربین متعلق به چهار مستند ساز مختلف روند اجرا حراج را ثبت کردند. احسان راطبی، حامد کریمی پور،  سامان لطفیان و لیلا رفعتی به همراه صابر زلالی

 

آن شب داستان زندگی شکیلا  نیز مرور شد

 

 

 

شکیلا نام عروسکی است که یک روز صبح زود در یکی از کوچه های هرمز پیدا کردم. یک پا نداشت. 

 

 

 

 

 از کنیز خواستم برایش لباس محلی هرمزی درست کند. کنیز می گفت که عرروسک یک پا ندارد!  من به کنیز گفتم حتی افرادی که پا ندارند حق دارند در کنار ما زندگی کنند.  

 

کنیز این عروسک خیابانی را شستشو داد.  حالا پاک پاک است.

 

 

 

 کنیز برای عروسک یک پای مصنوعی درست کرده است.  برای عروسک لباس  تدارک دید. دستبند و گردن بند.  سنگ تمام گذاشته. ما با هم مشورت کردیم و نام این عروسک شکیلا انتخاب کردیم. (به زبان سنگسری خوشکله)   حالا این عروسک در هنرمند سرا زندگی می کند و خواستگارهای زیادی دارد.

 

حمید نور آبادی هنرمند مقیم دزفول تحت تاثیر زندگی کنیز شهری سرود و آن را برای کنیز خواند.

در بخشهایی از شعر نور آبادی خطاب به کنیز می گوید:

...

در شبی که تمام زندگیت را گریسته بودی

در پس لبخند مومیایت

مانالیزا لبخند تو بود بانو

مانالیزا سرگذشت تو بود

...

که شرمم می آید از مرد بودنم

آه بانوی سرخ جهان   کنیز

بخند که این نیز بگذرد

تو تمام غصه هرمز بودی

بخند بانوی سرخ جهان کنیز

 

علی رغم همه سختی ها کنیز نشاطی کودکانه دارد. نشاطی که من آرزویش را دارم.

  

 

کودکان هرمز در جشنواره ما شرکت کردند.

 

 

گردشگر آلمانی یونس که در حوزه موسیقی نیز کار می کند نیز در جشنواره 25 شرکت کرد و به زبان آلمانی متنی را نوشت.

او ترجمه نوشته اش را چنین بیان کرد:

"شما هرگز از کارهائی که انجام داده اید  پشیمان نمی شوید. اما شما از کارهایی که انجام نداده اید پشیمان می شوید"

 

تصاویر بیشتر هنرمند سرا

http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian 

 

یک روز یونس در بالای کوه جایی که به دریا مشرف بود برایم گیتار نواخت.

 

علاوه بر کارهای داخل هنرمند سرا هنرمندان در گوشه و کنار جزیره کارهای متعددی انجام دادند.

 

عکسها از شهناز زرکش

 

اثر گروه هنر جدید با عنوان معراج نامه و با همراهی دانش آموزان جزیره هرمز اجرا شد یکی از آثار قابل توجه جشنواره بود.

من از جمله افرادی هستم که پذیرفته ام یک اثر می تواند در زمان و مکان های مختلف در آینه ذهن مخاطبان مختلف متفاوت تفسیر شود و معنای گوناگونی را در بر بگیرد.

من شخصا از توسعه معانی چند گانه استقبال می کنم. اول بار یک دوست هلندی به من یادآور شد که ماهی های من خلاف جهت آب شنا می کنند و گفت فیلسوف آلمانی میگوید "ماهیی که در جهت آب شنا می کند مرده است".

تعدد معانی اگر استحاله و استعلا یابند چیزی از هنر کم نمی کند بلکه ظزفیت آن را بالا می برد.

با در نظر داشتن این رویکرد خوانشی متفاوت را دنبال می نمایم.

بسیاری از هنرمندان که در قلمرو "زن آزاد خواهی"  کار میکنند سیاهی فرهنگ ما را به نمایش می گذارند. 

پوشش سیاه و تیره در فرهنگ تا آنجایی که یک انتخاب باشد ارزشمند است. تحمیل سیاهی و رنگ زدائی نیز ضد ارزش است.

نتیجه سیاهی و اغراق در سیاه نمائی در غالب آثار هنری نتیجه اش این بوده است که در ذهن غربی این باور ایجاد شود که در ایران فقط یک راه حل تحمیلی و یا انتخابی وجود دارد.

نکته ای که در این اثر ارزشمند است این است که رنگهای سحر آمیز این دختران  انتخاب خودشان بوده است. نه کسی توانسته است از آنها سلب کند و نه کسی بر آنها تحمیل کرده است.

شاید چنین آثاری تنها نمی گویند چه نمی خواهیم. به ما و دیگران نشان می دهند که چه می خواهیم.

 به ما نمی گوید از چه چیزی شکوه داریم. بلکه به ما نشان می دهد چه هستیم و غبار و رنگار جهل را از دیدگان مخاطبان علاقمند به مسائل زنان می زداید و آنها زیبائی های ایران را می بینند.

 

اینجا حریمی است که کالبد جسمی در ساحت روحانی نور و رنگ فرشتگانی را به ما نشان می دهد که واسط بین آسمان و زمین هستند.

آنها همانند فرشتگان در عین حال که از دیده پنهان هستند وجود دارند.

 

عکس از عاطفه مطهیر

 

اولین بار در ادبیات ایرانی و بواسطه نقاشی سلطان محمد دیده بودم که شیرین نامی در پس پرده ای افسون گری و طنازی می کند.

نکته ای که جالب است سن دخترانی که در اجرای این اثر مشارکت کردند تقریبا نزدیک به 14 ساله می تواند باشد.

در فرهنگ مردم جزیره ماه شب چهارده معنی دار است. فقط یک بار در سال دختران و زنان دسته جمعی حلقه ها و انگشتر هایشان را به داخل کاسه آبی می اندازند.

در چنین شبی پس از خواندن شعر، کودکی انگشتر را از آب بیرون می آورد و آن شعر بخت و اقبال صاحب انگشتر خواهد بود.

 

حافظ می گوید

چارده  ساله  بتی  چابک  و  شیرین  دارم      که به جان حلقه به گوش است مه چهارده اش

جامی نیز می گوید

چارده    ساله   بتی   بر   لب    بام               چون    مه    چارده    در    حسن     تمام

 

شاید روزی مجالی باشد و بیشتر خواهم نوشت

 

 

http://www.riverart.net/hormoz/festivals/25/persian
 

 

 

http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/location/persian  

 


 

سفری به روسیه: شنا کردن خلاف جهت جریان

احمد نادعلیان

http://www.riverart.net/russia/persian
 

با تشکر از اولگ بویران، آنتونی مالولین، مارینا مویسنکو، النا مالوزوموا، الکساندر ارمینا، نیکولای پتروف، سیمونا ارمینا، یوروسلاو میسونزنیکو، ماریا آپارسدی، مارینا تسای، نیکیتا تیموشنکو، و نیستیا تیتووا.  

 

یک فیلسوف آلمانی گفته است: "ماهی که در جهت آب شنا کند مرده است."

 

 

 

ماهی های من خلاف جهت آب شنا می کنند و زنده هستند

آنها ار مرزها عبور می کنند. می خواهم هنرم را به فراسوی فضا و زمانی ببرم که در آن زندگی می کنم.

 مرزهایی که در آن رندگی میکنند من را  تعیین نمی کنند، من سعی میکنم مرزهایم را تعمیم دهم.

دوست دارم همانند آب جاری باشم. آب ساکن طعم خوبی ندارد. آب جاری میتواند تطهیر شود و پاک تر است.

 

 ***

 

در آخرین روز تابستان 1388 به روسیه سفر کردم و به مدت دو هفته در این کشور پهناور آثار محیطی انجام دادم.

 

 

در طول مدت پروازم از آسمان رود ولگا را دیدم. نام رود ولگا را از سالها قبل بواسطه اثری از ایلیا رپین نقاش روسی  می شناسم.  این رود طولانی ترین رودخانه اروپاست که در روسیه واقع شده است و مسیری بیش از 3,685  کیلومتر را طی می کند و به دریای خزر می ریزد.

 

نام شهر مسکو برگرفته شده از نام یک رودخانه است.  

ماهی های من در قلمرو هایی جدید شنا کردند. 

 

 

 

 

 

 

هنرمند روسی اولگ بوریان به من کمک کرد که راهم را پیدا کنم.  او به استقبال من آمد، شهر مسکو را به من نشان داد، دوسالانه آن را با هم دیدیم و هرآنچه که من در ارتباط با تاریخ، زندگی و موقعیعت کنونی این کشور پهناور نیاز داشتم به من گفت.

 

 

در این دنیا به هر کجا که می روم، چشم انداز و منظری جدید می بینم ...

 

 

قورباغه جدید من به داخل آب پرید

 

 

در این محل، من تعدادی از ماهی هایم را در بستر رودخانه چیدمان کردم و بر روی تعدادی از سنگهای بزرگ اطراف یک چشمه مقدس ماهی حجاری کردم. از دید دوستان روسی من ماهی ها در کنار چشمه مقدس یاد آور داستان سه ماهی حضرت مسیح بود که با سه ماهی و نان شمار زیادی را سیر کرد.

             

 

 

 

 

 

در مسکو آنتونی مالولین و مارینا مویسنکو من را همراهی کردند و ما از موزه ها و نمایشگاه بازدید کردیم.

 

سفر من به طرف شمال روسیه ، سنت پترزبورگ، ادامه پیدا کرد. در آنجا با الکساندر ارمینا، خواهرش و دوستانشان ملاقات داشتم.

 

 

هنرمند روسی سیمونا ارمینا من را همراهی کرد و محل مناسبی برای کارم را پیشنهاد داد.

 

 

 

من یکی از سنگهایم که نقش ماهی داشت را به سیمونا دادم

او قول داد که در زمستان ماهی من را بر روی سطح یخ زده رودخانه نوا در محل تلاقی خلیج فنلاند نصب کند

من پیش از این چنین طرحی را در فنلاند ارائه دادم. این روند بسیار هیجان انگیز و جذاب است که در بهار زمانی که یخ ها آب می شوند ماهی ام خاطره بودنم را به عمق رودخانه و خلیج فنلاند خواهد برد. در حوزه هنر محیطی، من همیشه سعی میکنم که هنرمندان بومی را در کارهایم مشارکت دهم و بسیار راضی و خوشحال هستم که نظم کیهانی، و تغییرات فصل ها فرایند هنرم را تکمیل خواهد کرد.

 

 

 

 

در سنت پترزبورگ از موزه هرمیتاز بازدید کردم. در کنار مطالعه و عکاسی از هنر ملل مختلف، الهه های ایران باستان مشاهده و مطالعه کردم. در موزه با خانم النا مالوزیومووا ملاقات داشتم.  او یک ایران شناش است و اسناد تصویری مورد نیازم را برایم ارسال کردند. از ایشان نهایت سپاس را دارم.

 

 

زمانیکه سنت پترزبورگ بودم، یک شب سیمونا من را به یک نمایشگاه دعوت کرد. در آنجا بر روی چهره سیمونا و دوستش نقاشی کردم.

 

 

 

 

 

 

نیکولای پترو من را همراهی کرد و ما به سمت شمال حرکت کردیم.  در نزدیکی های مرز فنلاند من طرح هایم را بر روی سنگ ها و صخره ها کنده نگاری کردم.

 

 

 

داس روسی و چکش من

در طول مدت مسافرتم در بسیاری از موارد بر روی دیواره های بناهای دوره اتحاد جماهیر شوروی چنین نشانی را دیدم

 

 

من به طرف شمال سفر دیگری داشتم و ماهی های بیشتری را به آب سپردم.

 

 

 

ناستیا تیتووا

او ساکن شمالی ترین قسمت روسیه است.

 

 

زمانیکه به سنت پترزبورگ برگشتم، من ماهی های بیشتری را به آب سپردم.

 

 

 

 

 

 

هنرمند جوان، یوروسلاو میزونیکوو به محلی آمد که کار میکردم و به من کمک کرد. خیلی زود دوستانش به ما ملحق شدند.

 

 

 یوروسلاو میزونیکوو، ماریا آپراسیدی، مارینا تسای و نیکیتا تیموشنکو

 

 

 

 

ما روز خیلی خوبی داشتیم، زمانیکه  کارم تمام شد، ناهار خوردیم، از شهر و موزه روسیه بازدید کردیم. در پایان آنها من را به آکادمی هنر بردند. آنها خیلی با من مهربان بودند. عصر با یکدیگر خدا حافظی کردیم.،

 

 

 

آخرین روزی بود که در سنت پترزبورگ بودم

 

 

من برای خرید به یک فروشگاه بزرگ رفتم، زمانیکه پول چیزهایی که خرید کرده بودم را می پرداختم کیف پول من سرقت شد.

از مدیریت فروشگاه تقاضا کردم که فیلم ضبط شده دوربین امنیتی بازبینی شود. در فیلم دیدم ، کسی که کیف من را سرقت کرد خانم جوانی بود که چکمه پوشیده بود.

http://www.riverart.net/russia/persian
 

 

پس از خارج شدن از فروشگاه در خیابان پرسه می زدم و از هز خانم جوانی که چکمه داشت عکاسی می کردم. این کار تنها عملی بود که میتوانستم انجام دهم. همان شب بلیط داشتم و به مسکو بازگشتم.

 

 

 

 
 

خوشبختانه گذرنامه  و بلیطم با من بود و من قبلا هزینه محل اسکان در مسکو را پرداخت کرده بودم. در سه روز آخری که در مسکو بودم، پول کافی برای تهیه غذا نداشتم. با اینوجود به کارم ادامه دادم

 
 
 

 

در طبیعت، یک کبوتری را دیدم که مرده بود و کبوتر سفیدی که هنوز زنده است.

پرنده ای بر روی یک سنگ نقش زدم و از دوستم اولگ خواستم که آشیانه ای را در طبیعت روسیه برای این پرنده پیش بینی کند

 

 

 

 

پیش از این پرنده هایی را به کشورهای آمریکا و انگلستان ارسا ل کرده ام

آخرین روز سفر داستان سرقت کیف پولم را برای دوستم اولگ گفتم. او به گفته های یک ونیزی بنام کازانوا  که اواخر قرن 17 و اوایل قرن 18 زندگی می کرده است اشاره کرد که: اگر شما بوسیله پادشاه (زار) به روسیه دعوت شوید، همه چیز برای شما مهیا خواهد شد، اگر این مخاطره را بپذیرید و خودتان به روسیه بیائید، برای مشکلات آماده باشید.

سفربه به کشور های دیگر در گوشه و کنار دنیا که تا کنون رفته ام، پیرو دعوت بود، اما سفر به روسیه اراده شخصی بود.

 

من دلایل متعددی برای این سفر داشتم: چگونه من میتوانم هنر مند زمینی باشم و پهناور ترین کشوری که همسایه ماست را نبینم. یش از یک دهه قبل تر وسعت جغرافیای سیاسی و فرهنگی آن در مقایسه با حالا وسیع تر بوده است. 

  من قصد داشتم که سهم ماهی هایم را از سر چشمه های شمالی دریای خزر تعیین کنم. دوازده سال پیش ،  ماهی های من در سرچشمه های آلوده هراز تولدشان را جشن گفتند. قصد من این بود که ماهی های ایرانی را به شمالی ترین سرچشمه دریای خزر یعنی رود ولگا ببرم و آنها را رها سازم. آنها سرزنده و با نشاط حضورشان را جشن گرفتند. همیشه ماهی ها ی من از مرزها عبور می کنند.

 

 

 

 

مهم نیست که هزینه، و مخاطره سفر برای من چه خواهد بود. این اهمیت دارد که  من سعی میکنم دنیای بهتری را پیشنهاد دهم.

همیشه ما میتوانیم راه حل پیدا کنیم.

در یک مکان مقدس در جنگل و در نزدیک یک کلیسا سکه هایی وجود داشتند و با استفاده از آنها نان خریدم.

 

 

 

آنچه که میتواند مشکلات باشد، همچنین می تواند نردبانی برای پیشرفت و خاطره خوب باشد

حالا من خوشحالم که این داستان بهانه خوبی برای مجموعه ای جدید شد.

 

 

زمانیکه به خانه بازگشتم، سکه هایی باقی ماندند. من کارهای هنری جدیدی را آغاز کردم که خاطره من در روسیه در یادم باقی بماند. من میدانم که هنر و زندگی من با یکدیگر پیوند دارند.

 

 

 

علی رغم سختی سفر احساس خوبی دارم

http://www.riverart.net/russia/persian
 

 


مرگ الهه ها

احمد نادعلیان

http://www.riverart.net/notes/goddess/persian

زمین بارور می شود و به همین جهت ما میدانیم که انسان بدوی همواره زمین و آب را به وجودی مونث و یا پیکره های زنانه تشبیه می کرد. 

 

 

در شمال ایران فقط زنان هستند که در شالیزار نشا می کنند. زیرا آنان می توانند زمین را بارور کنند.  ما همواره از سرزمین مادری یاد می کنیم. در باور انسان بدوی آلوده ساختن زمین بی حرمتی و تجاور به محارم تلقی می شده است.

 

شمال ایران و نشا کردن توسط زن

 

در ارتباط با آب نیز اینچنین بوده است. آب برای زندگی ما عنصری حیاتی تلقی میشود. ایرانیان باستان آب را در معابد آناهیتا نیایش می کردند.

 

 

 

در جنوب ایران در اطراف بنای تاریخی گور دختر در دل طبیعت پیکره زنی در دل کوه وجود دارد که از محل ناف زن آب تراوش میکند. بومی ها این مکان قلعه دختر می نامند. قلعه دختر نام دیگر معابد آناهیتا هست و مرتبط با آن آئین میباشد.

در مسیر شیراز به فیروزآباد کاخی در بالای کوه وجود دارد که قلعه دختر نامیده می شود. در پائین کوه چشمه ای وجود دارد. 

هرودوت در خصوص باور ایرانی ها نوشته است که ستایش خدایانی همچون زئوس در معبد برای ایرانی ها احمقانه است. آنها خدای خودشان را در بالای کوه نیایش می کردند.

در دوره ساسانی نمونه هایی از پیکره آناهیتا در نقش رستم و طاق بستان حجاری شده است.

هر مسافری که از جاده هراز عبور می کند چشمه قلعه دختر را در کنار جاده می بینند.  در کنار چشمه و در بالای آن ویرانه های بنای تاریخی وجود دارد. بعضی از مردم پلور باور دارند که بنای اصلی قلع دختر حدود یک کیلومتر پائین تر در بالای یک صخره مخروطی وجود دارد.

بومی ها در روستای پلور قصه ها میگویند که ریشه در اسطوره و باورهای کهن دارد.  آنها معتقدند که در گذشته ای دور دخترانی در بالای کوه پادشاهی می کردند. آنها همچنین می گویند که در بالای کوه حوزهایی وجود داشته است که با مشک در آن آب ریخته می شد و آنها آب را سجده می کردند. (این مطلب را عمو زهمان قادی در روستای ییلاقی قاضی مزرعه نقل کردند و تصویر برداری شده است).   آنچه که آنها سخن میگوید بوضوح دلالت بر وجود کیش آناهیتا بوده است.

کمی پائین تر از قلعه در داخل کوه صخره ای  سوراخی وجود دارد. این سوراخ بزرگ در مسیر یک جوی سنگی است و مسیر عبور آب بوده است.  روزگاری آب از کنار این ویرانه عبور می کرده است.  مستندات نشان می دهد که اینجا نیز یک مکان تاریخی بوده است.

علاوه برچشمه های فصلی که در نزدیکی این کوه (بچه دماوند، یا قلا دوش و یا قلعه دختر) به صورت فصلی آشکار می شود، در زیر صخره هفت چشمه وجود داشتند و در سال 1381 با مجوز این اداره و سازمان آب مازندران به منظور هدایت آب آن به کارخانه آب معدنی به کلی ویران شد. در حال حاضر چیزی از چشمه دیده نمی شود.

قسمتهای از چشمه ها خشک شدند

در سالهای گذشته چشمه های بسیاری در منطقه تخریب و مسدود شده اند.  آنها چشمه ها را برای احداث کارخانه های آب معدنی تخریب می کنند.  چنین مدیرانی فقط به افرادی که در مقابل میزشان فکر می کنند. آنها نمی دانند که افرادی دیگر از جمله بومی ها نیز که هزاران سال آنجا می زیسته اند به این آب نیاز دارند. همچنین همه موجودات زنده دیگر.  مسدود کردن چشمه ها پیامدهای زیست محیطی دارد و تمامی دامداران منطقه نسبت به این مسئله اعتراض دارند.

همزمان با احداث منبع آب برای کارخانه آب معدنی بسیاری از آثارم تکه تکه شدند. 

 

 

حالا کوهی که چشمه های بسیاری در زیر و مجاور آن وجود دارند، تخریب داشتند. در بالاترین قسمت آن ویرانه های یک قلعه وجود دارد.

 

 

 

پرسشی وجود دارد آیا میتوان کوه را پست و هموار کرد؟   این اندیشه ای پست خواهد بود که ما برای هموار سازی یک کوه مجوز صادر نمائیم. 

 

 

این یک جدال نابرابر است که من با چکشی کوچک و قلمی که به صورت بازیافت شده از میل سوپاپ ماشین ساخته شده است بر کوه نقش بزنم و بی توجهی مسئولین نسبت به میراث فرهنگی و جهل افراد سودجو آنها را نابود کنند.

 

 

 

تعدادی از آثار من پیش از این در حریم تاریخی قلعه دختر پنهان شده بودند که تخریب شدند.  هنر در کنار ابعاد دیگرش می تواند راه حلی باشد برای نجات حریم های تاریخی، فرهنگی و طبیعی.

 

 

 

 

مرگ الهه های من

 

این که چرا آثار من در کنار چنین اماکنی وجود دارند آگاهانه است.  گروه های دوستدار طبیعت به دفعات از من خواسته اند که در کنار اماکن خاص آثار هنری انجام دهم. من نیز دوست دارم سرنوشت آثار من با سرنوشت طبیعت و میراث های تاریخی فرهنگی گره بخورد.

در حریم معبد پیکره های بیشتری را پنهان کرده ام. تخریب صد در صد این معبد آثار من را نیز تخریب خواهد کرد. بهانه ای خواهد بود که بیشتر در این خصوص صحبت کنیم.

برای اعتراض به تخریب این کوه دیواره های شرقی آن را حجاری کردم. شاید این صدا روزی شنیده شود.

 

ماهی های من تشنه معرفت هستند.

 

همسر و الهه من

 

اطلاعات بیشتر

http://www.riverart.net/notes/goddess/persian



   

  تماس

  Back To English

RiverArt.Net  © All rights reserved

Best view, 1024 by  768  display resolution